روزهی جمعه می گفت: امروز می خوام یه کار خیر برات انجام بدم هم برای شما هم برای خدا. وضو می گرفت و می رفت توی آشپزخانه.
هرچه می گفتم نکنید این کارو من ناراحت می شم. باعث شرمندگیمه. گوش نمی کرد در را می بست و آشپزخانه را میشست.
شهید صیاد شیرازی

شادی روح شهیدان صلوات

سلام خواهر عزیز وب خوبی دارین خوشم اومد اگه خواستین خبر بدین تا لینکتون کنم/خدا قوت